X
تبلیغات
زنانگی های من مردانگی های تو
زنانگی های من مردانگی های تو


بعضی ترانه‌ها را
 می توان
 بارها و بارها
 گوش داد

 بعضی انسان‌ها را
 می‌توان
 بارها و بارها
 دوست داشت!


+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 21:39 نويسنده ترانه ی فریاد |


بــــــــرایــــم مثــــل همیـــــن
بهــــــــــــار می مانــــــی
آمدنــــــــت را
همیـــــشه
تحویل می گیــــــــرم....♥




+ تاريخ دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 17:29 نويسنده ترانه ی فریاد |


آخر می دانی
 
....
بویِ مَرد می آید از چروکِ پیراهنت ....

دَر این همهمه یِ نامَردی ...


+ تاريخ شنبه سوم فروردین 1392ساعت 11:16 نويسنده ترانه ی فریاد |
زنانگی های من :

انگشتان تازه میخواهم ، تا طور دیگری بنویسم. میخواهم الفبایی کشف کنم برای تو ،
 متفاوت با الفبای تمام زبانها ؛ که در آن چیزی از هارمونی باران باشد ، از غبار هالهی ماه ،

اندوه ابرهای خاکستری ، درد برگهای بید. میخواهم جنگی از کلمات به تو هدیه کنم ؛

 که هیچکس هدیه نگرفته باشد. میخواهم تو را به خودم تبدیل کنم.

میخواهم تو را به خود زبان های مهم دنیا ترجمه کنم.

 تو هر کجا باشی عشق همانجاست. میخواهم تو را به عشق ترجمه کن
م.

+ تاريخ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391ساعت 21:39 نويسنده ترانه ی فریاد |
مردانگی های تو :


اگر مردی تو را بیش از من دوست دارد مرا به سوی او ببر تا نخست او را بستایم برای پایداری‌اش

 و سپس او را بکُشم

+ تاريخ شنبه بیست و سوم دی 1391ساعت 12:52 نويسنده ترانه ی فریاد |


زنانگی های من :


مرد که تو باشی
زن بودن خوب است
از میان تمام مذکر های دنیا
فقط کافیـــــــست
پای تو درمیان باشد
نمیدانی برای تو.خانوم بودن

چه کیفــــــــی دارد!!



+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم دی 1391ساعت 19:18 نويسنده ترانه ی فریاد |


زنانگی های من :


مرد که تو باشی
زن بودن خوب است
از میان تمام مذکر های دنیا
فقط کافیـــــــست
پای تو درمیان باشد
نمیدانی برای تو.خانوم بودن

چه کیفــــــــی دارد!!



+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم دی 1391ساعت 19:18 نويسنده ترانه ی فریاد |



دردناکترین جای قصه ؛ اونجاییه که برات آرزوی خوشبختی بکنه ..!


:(

+ تاريخ دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 18:39 نويسنده ترانه ی فریاد |

باز باران

میخورد بر بام خانه

بی بهانه٬بی ترانه



+ تاريخ جمعه سوم آذر 1391ساعت 1:9 نويسنده ترانه ی فریاد |

 

زنانگی های من :

 

 

گاهی فکر میکنم کار تو سخت تر از من است...
من یک دنیا دوستت دارم
و تو زیر بار این همه دوست داشتنم قد خم نمیکنی.....!

 

 


بدون من هوا سرده.الان گرمی نمی فهمی .

+ تاريخ جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:51 نويسنده ترانه ی فریاد |